السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

233

تفسير الميزان ( فارسي )

انداخته ، و خلاصه آن چنان در دل شوهرش تسلط و تمكن داشته كه با ديدن همه آن آيات ، مع ذلك او را بر خلاف آيات و شواهد معتقد كرده است . و بنا بر اين مىتوان گفت كه زندانى شدن يوسف به دستور يا توسل همين زن بوده . او اين پيشنهاد را كرده تا تهمت مردم را از خود دفع كند و هم اينكه يوسف را بر جرأت و مخالفتش ادب نمايد ، باشد كه از اين به بعد به اطاعت و انقياد وى درآيد . جمله « وَلَئِنْ لَمْ يَفْعَلْ . . . » هم كه در حضور زنان اشرافى مصر گفته بود به خوبى بر اين معنا دلالت مىكند . * ( « وَدَخَلَ مَعَه السِّجْنَ فَتَيانِ . . . » ) * كلمه « فتى » به معناى غلام و برده است ، و از سياق آيه برمىآيد كه دو زندانى نامبرده بردگان پادشاه بوده‌اند ، رواياتى هم كه به زودى خواهد آمد - ان شاء اللَّه تعالى - اين معنا را تاييد مىكند . * ( « قالَ أَحَدُهُما إِنِّي أَرانِي أَعْصِرُ خَمْراً » ) * - و اگر اين جمله را به جمله * ( « وَدَخَلَ . . . » ) * عطف نكرده و نفرموده : « و قال احدهما » براى اين است كه بفهماند نقل خواب آن دو بلافاصله پس از دخول در زندان نبوده ، بلكه بعد از گذشتن مدتى در زندان اين خواب را ديده و نقل كرده‌اند ، هم چنان كه اين گفتارشان كه گفتند « در خواب مىبينيم » و جواب يوسف كه گفت « اى رفقاى زندانىام » بر اين معنا اشعار دارد . جمله « ارينى » بطورى كه ديگران هم گفته‌اند حكايت حال گذشته است ، و جمله * ( « أَعْصِرُ خَمْراً » ) * به معناى اين است كه انگور را مىفشردم تا خمر درست كنم ، و اگر انگور را خمر ناميده به اعتبار آن صورتى است كه در آينده به خود مىگيرد ( و خمر مىشود ) ، و معناى آيه اين است : در بامدادى يكى از آن دو به يوسف گفت : من در عالم رؤيا ديدم كه براى تهيه شراب ، انگور مىفشارم . * ( « وَقالَ الآخَرُ إِنِّي أَرانِي أَحْمِلُ فَوْقَ رَأْسِي خُبْزاً تَأْكُلُ الطَّيْرُ مِنْه » ) * - يعنى مرغ به آن نان نوك مىزد و اين خواب ديگرى بوده كه رفيق ديگرش ديده . آن گاه آن دو گفتند : * ( « نَبِّئْنا بِتَأْوِيلِه إِنَّا نَراكَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ » ) * . و در اين آيه شريفه در حقيقت با ذكر گفتار آنان اكتفاء كرد از اينكه بگويد : « قال » و « قال » ، و اين خود از تفننهاى لطيف قرآن است . ضمير « ها » در كلمه « بتاويله » به رؤيا برمىگردد ، هر چند كلمه رؤيا ذكر نشده ، و ليكن سياق دلالت بر آن دارد و با جمله * ( « إِنَّا نَراكَ مِنَ الْمُحْسِنِينَ » ) * درخواست تعبير خواب خود را تعليل كردند . « نريك » به معناى ( مىبينيم تو را نيست ، بلكه به معناى ) اين است كه : در باره تو معتقديم كه از نيكوكاران هستى ، چون سيماى نيكوكاران را در تو مىبينيم .